عباس اقبال آشتيانى
291
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مركوب فراهم نمىشد و ايلچيان به گلهء اسب هركس كه مىرسيدند هر قدر مىخواستند از آن ميان مىگرفتند و حتى بقضاة و علما و سادات هم كه عازم اردو بودند رحم نياورده مركوبهاى ايشان را هم از زير پايشان مىكشيدند و كار تعدّى ايلچيان تا آنجا رسيد كه جمعى از راهزنان نيز خود را ايلچى ناميده به اين اسم به تصرف گلهء مردم مىپرداختند و به اين نيز اكتفا نكرده از اهالى دهات سر راه باسم علوفه هرچه مىخواستند مىگرفتند و هركدام نيز بعنوان زود گذراندن كارهاى خود از قبيل تهيهء مركوب و جمعآورى علوفه جماعت كثيرى را باسم نوكر همراه خود برمىداشتند بهطورىكه بعضى از ايشان كه هيچ نوع مأموريت مهمى نيز برعهده نداشتند تا سيصد نفر نوكر با خود مىبردند و گاهى مىشد كه در ديوان دويست صندلى جهت جلوس ايلچيان مىگذاشتند و چون چنين معمول بود كه ايلخان از ايلچيان آن را كه مأموريتش از همه مهمتر است زودتر بحضور بپذيرد ميان ايشان در اثبات اهميت مأموريت خود نزاع سخت درمىگرفت و هركس غالب مىآمد مقدّم مىشد . در حين عبور ايلچيان رؤساى ولايات ايشان را در خانههاى رعايا و پيشهوران فرودمىآوردند و اين ايلچيان غارتگر در خانههاى مردم هرچه را مىيافتند تصرف مىكردند و گاهى نيز حركات ناپسند ديگر هم از آن جماعت سرمىزد . غازان خان براى الغاى اين رسم ناستوده حكم كرد كه در هر سه فرسخ فاصله جهت ايلچيان خاصهء ايلخانى كه مأمور انجام كارهاى لازم مملكتىاند يامخانه بسازند و در هر يامى پانزده سر اسب فربه نگاه دارند و هر ايلچى را كه نشانى موشح به آلتونتمغا داشته باشد از آن يامخانه الاغ دهند و يامخانهها را بعهدهء يكى از امراى بزرگ واگذاشت و بحكام و امراء سرحدى نيز مقدارى كاغذ سفيد به مهر آلتونتمغا داد تا در موقع ضرورت آنها را به ايلچيان خود دهند و مقرر كرد كه بهر ايلچى بيش از چهار الاغ ندهند و اگر خبرى باشد كه در رساندن آن بايد تعجيل شود حكام و نوينان مكتوب خود را مهر كرده به يامچى رساندند تا او بر اسب يام نشسته آن را به يامخانهء بعد رساند و به همين ترتيب عمل شود تا مكتوب به اردو برسد و به اين ترتيب يامچيان روزى شصت فرسنگ راه مىرفتند و فاصلهء بين خراسان و تبريز را مثلا در سه چهار روز طى